محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
164
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
خوراكىها تا دشوارترين آنها درحالىكه از تمام مراتب متوسط مىگذرد . به راستى چقدر رحمت خدا كه نسبت به بندگان مدارا مىكند ، زياد است ! به حدّى كه نه علم پزشكى به آن حد رسيده و نه علاقهء مادران ! ! اين جنبهء تدريجى كه بررسى كرديم ، تنها به چند نمونه محدود نمىشود ، بلكه بهطور كلى و بهطور بسيار روشن ، با اخلاق قرآنى نيز قابل تطبيق است ، چنانكه بر نظام كلى اسلامى منطبق است . روشن است قرآنى كه در اين نظام نقش اساسى را ايفا مىكند ، يك جا به صورت يك كتاب به گونهاى كه امروز مشاهده مىكنيم ، نازل نشد ؛ بلكه برعكس ، در اوقات معينى با تفاوت در كميت و در خلال بيست و چند سال نازل شد كه تقريبا به دو مرحلهء مساوى تقسيم مىشود : مرحلهء مكّى و مرحله مدنى . درك اين مطلب ساده است كه بدانيم آياتى كه در مرحلهء اول نازل شده است ، موضوع اصلى آنها استوار كردن ايمان و پابرجا نمودن اصول و قواعد كلّى روش و رفتار مىباشد و غير از تعليمات مربوط به نماز و معاش زندگى يعنى تطبيق همين قوانين عملى بر حل مشكلات ويژه اخلاقى ، و شرعى ، تمام اينها تقريبا به مرحلهء دوم مربوط مىشود . ازاينرو ما مىتوانيم بگوييم كه مرحلهء مكّى در مجموع ، نوعى از آمادهسازى بوده است ، ولى موارد مقدّر و مشخص تطبيق با اين اصول كلى به صورت متفاوتى به مدت ده سال پراكنده بود . همچنين مىتوانيم بگوييم كه هر امر جديدى ، در زمان تكليف نسبت به حالت پيشين باعث پيشرفت و نسبت به حالت بعدى نقطهء برخورد است . همينقدر كافى است كه ما اين مجموعه از اوامر الهى را جداى از يكديگر و از نظر درازى و كوتاهى در مراحل متفاوت در نظر بگيريم تا همگى متفق القول شويم بر اينكه اين دستورها داراى روشى تربيتى بوده و به بالاترين حد از ارج و بها رسيده است ، و اين مطلب با چشمپوشى از اسباب نزولى است كه بيانگر و مجوّز اثبات هر واجب جديدى است . ما را همين بس كه امكان حدوث هر امرى را تصوّر كنيم ، البته اگر اين مقدار انبوه از واجبات در ارتباط با همهء فرصتهاى زندگى يكباره و به صورت فراگير فرض شود ! ! اما درحالىكه با اين روش پراكنده باشد ، تمام نفوس با آسودگى كامل آنها را پذيرايند ، تا آنجا كه گويى هرچه بيشتر با يكى از واجبات سروكار داشته باشد ، بر نيرو و استعدادش افزوده مىشود .